عکس خودمه. ساحل چابهار... مطالب دلنوشته های خودمه...!
عکسایی دیدم که کاش نمیدیدم.
شیرین بودن، امّا تلخ...
دیگه داشت اشکمو در میاورد، خداروشکر که تموم شدن.
سرم درد میکنه، نمیدونم یه آدم تا کی باید حسرت بخوره!؟
تا کجا؟
عکسایی بودن پرمحتوا، امّا من تحمّل اینهمه محتوارو نداشتم.
سرم...
میدونی دلم چی میخواد؟
دلم مرگ میخواد، امّا نه فقط مرگ جسم! بلکه مرگ روح و جسم!
اصلاً جسم مهم نیس، همون مرگ روح!
نمیشه؟ نمیشه که بشه؟
خدایا، شرمندتم، ولی به کی امید داری؟
به من؟
که چی بشم؟
جز یه لکه ی ننگ واسه تو جلو چشمای شیطان؟
جز یه زحمت زیادی؟
جز یه آدم اسیر در گذشته و مونده در حال و ناامید به آینده؟
جز...
من چیم؟؟؟
آخ، سرم...!
برچسب:
نویسنده: WINNER