عکس خودمه. ساحل چابهار... مطالب دلنوشته های خودمه...!
من، میخوام که خودم باشم.
خودم باشم و خودم. تنها...!
جالبه، تنهایی رو دوس دارم با اینکه ازش میترسم.
تنهایی باعث میشه بیشتر ب خدا نزدیک شم، بیشتر خودمو بشناسم.
تنهایی باعث میشه بفهمم که فقط خودمم و خودم.
یه دنیام که فقط خودم توشم.
همونطور که من تو دنیای کسی نمیتونم باشم کسی هم تو دنیای من نمیتونه باشه.
اینجا اتاقمه، جایی که مال منه. منم و من...
میدونی چی میگم!؟
نع، خودمم نمیدونم.
ولی میدونم که فقط منم، یه جایی هس که فقط منم.
دنیاش مال منه، صاحبش منم، ساکنش منم.
صدای بقیه رو میشنوم امّا بازم فقط منم.
تا من نخوام کسی وارد دنیام نمیشه.
امّا حتی اگه بخوام نمیتونم کسی رو واسه همیشه تو دنیام نگه دارم.
این چیزایی که میگم اصلاً ربطی به عشق و عاشقی و این چیزا نداره هااا
منظورم دنیای خودمه، همینجا، همینجا که فقط منم!
هرکی اومد تو دنیام یه تغییری میکنه بعد میره،
یا خوشحال تر از قبل، یا ناراحت تر از قبل، یا با چشمای گریون، یا با لبای خندون، یا با یه دید جدید نسبت به هرچیزی، یا با یه قلب شکسته، یا شایدم با یه قلب چسب خورده!
بعضیاهم همونجوری که اومدن، میرن.
حتی با اینکه قراره چن روز دیگه اتاقمو با داداشم شریک شم (متأسفانه یا خوشبختانه) امّا بازم من تو دنیای خودمم.
نمیدونم، ذهنم خالی شد، نمیدونم چرا...!
أه...
برچسب:
نویسنده: WINNER